X
تبلیغات
دانستنی ها - مغول ها

دانستنی ها

چیز هایی را که نمی دانستید و می خواهید بدانید

مغول ها

مغول ها صحرانشینانی پر طاقت بودند که به زندگی در آب و هوای بسیار خشن عادت داشتند. این سربازان با مهارت در بکارگیری تیر، نیزه و تبر های جنگی و تاکتیک های غیر قابل پیش بینی و حیله های جنگی برای تضعیف روحیه ی دشمنانشان می جنگیدند. آن ها از منجنیق و تونل های زیر زمینی برای ویران ساختن محکم ترین بارو ها استفاده می کردند. با پخش شدن اخبار تهاجمات مغول در سراسر آسیا، ارتش ها می گریختد و یا پیش از آنکه جنگی آغاز شود، به راحتی اسلحه ی خود را زمین می گذاشتند. با رهبری چنگیزخان، مغول ها خود را از جماعتی پراکنده و بسیار فقیر، بدون هیچ گونه صنعت یا کشاورزی، به ترسناک ترین مردم روی زمین بدل کردند. آن ها چین شمالی، آسیای مرکزی، بغداد و امیر نشین های روسیه را فتح کردند و حتی پس از مرگ چنگیزخان به وحشی گریشان ادامه دادند. آن ها بعد از چنگیز دسته جمعی به لهستان هجوم بردند و سپس تا مجارستان پیش رفتند و در آنجا سپاهیان شاه بلای چهارم را در هم شکستند. آن ها بهد از عقب راندن این شاه تا کرانه های دریای آدریاتیک، حرکت خود را بسوی دروازه های وین، پایتخت خاندان پادشاهی هاپسبورگ، ادامه دادند.

برای کسانی که طعم تلخ هجوم مغول ها را چشیده بودند آن ها مثل فرستادگانی از جهنم به نظر می آمدند که به ندرت به شهرنشینان، از جمله زنان و کودکان، پیشه وران و اهل حرفه، اشراف و شاهان ترحمی نشان می دادند.

با این همه، گونه ای تمدن مغولی بر پایه اسطوره و سنت شفاهی وجود داشت. مغولان خود را از شکارچیان جنگل نشین به رمه داران صحراگرد تغییر داده بودند که با تغییر فصل جابه جا می شدند و عشیره های کوچک و مستقل تقسیم شده بودند. اقوام تسخیر شده با این شیوه زندگی سازگاری نشان ندادند؛ اما بعد از پایان تهاجمات مغول، از یک دوره ثبات و امنیت بهره مند شد. مغول ها با امن کردن جاده ها تجاری که در گذشته خطرناک بود، به ترویج بازرگانی پرداختند و ارتباط میان آسیای شرقی و خاورمیانه را بر قرار کردند. آنان نسبت به ادیان و فلسفه ها تسامح نشان دادند و داشمندان و صنعت گران بیگانه را به خدمت گرفتند. این گونه کار ها در قلمرو مغول ها، از بسیاری جهات متاثر از خود چنگیزخان برداشت او از نوعی نظم جهانی جدید و بهتر بود.

از سده های میانه نام های بسیاری به قوم چنگیز داده شده است؛ مثل: مغول ها، تاتار ها و تارتار ها

در سده های دوازدهم، تاتار ها قبیله ی نیرومندی در مغولستان شرقی به شمار می رفتند که بر استپ ها و صحرا های شمال چین تسلط داشتند. آنان متحد سلسله ی چین، واقع در شمال سرزمین چین بودند و رقیب قبایل

قدرتمند دیگر استپ کرائیت ها، مرکیت ها، اونگیرات ها، نایمان ها و نیز قبیله ی چنگیز خان محسوب می شدند. چنگیز خان تاتار ها را پیش از پذیرفته شدنش از سوی همه ی قبایل استپ به عنوان فرمانروای جهانی آن ها مقلوب و نابود کرد اما در روسیه و اروپا، نام تاتار ها به عنوان مردم مغولستان که رعیت چنگیزخان به شمار می رفتند، پذیرفته شده است. نام کوچک چنگیزخان تموچین بود. نام مرد تاتاری که پدر خود را به قتل رسانده بود، وقتی تاتار ها این مرگ را با مسموم کردن پدر تموچین جبران کردند، تموچین انتقام این قتل را هدف سراسر زندگی خود قرار داد. سرکوبی تاتار ها بدست او، آنها به عنوان یک قبیله ی مطرود مغولی از میان برد اما نام آن ها سده ها در اروپا باقی ماند.

مغول ها در جنگ هایشان بر چند سلاح مهم تکیه داشتند از جمله ی این سلاح ها کمان های کوتاه و بلند مرکب بود که می توانست تیر یا گلوله سنگینی را تا مسافت 300 متر پرتاب کند. نوک آهنی تیر ها طوری شکل داده شده بود که گوشت تن دشمن را سوراخ یا پاره کند. سربازان مغول آموزش دیده بودند که در همه ی جهت ها تیر اندازی کنند. آن ها به جلو یا عقب، در حالی که خود را پشت سر اسب هایشان محفوظ می داشتند و یا زیر شکم اسب هایشان و یا هنگام تاخت و تاز در برابر دشمن با سرعت تمام تیر می انداختند. مغول ها همچنین تبر های جنگی و شمشیر های آهنی کوتاه خمیده ای با خود حمل می کردند که به شمشیر هلالی شهرت داشت. این سلاح،برای شقه کردن جنگنده روبه رو در نبرد های تن به تن عالی بود. نیزه هایشان میله های بلندی بود. با نوک های تراش داده شده که برای حمله یا پرتاب به سوی گروهی از سربازان دشمن استفاده می شد.

مغول ها برای محافظت خود کلاهخود های فلزی یا چرمی بر سر می گذاشتند،گردن را با چرم می پوشاندندو زرهی از چرم سخت بر تن می کردند که گاهی نیز با پوششی از فلز کارایی اش را بالاتر می بردند. جامه های زیر آنان از ابریشم خام فشرده تهیه می شد که همچون پوششی تن آنان را از وارد آمدن نوک تیر ها و ایجاد عفونت حفظ می کرد. سربازان مغول همچنین، سپر های گرد کوچکی همراه داشتند که اسکلت آن از چوب درخت بید ساخته می شد و پوششی از چرم خام داشت. این سلاح ها برای جنگیدن در گروه های کوچک در برابر سواران سبک اسلحه ی دشمن عالی بود. اما روش های جنگی و تسلیحات مغول،هنگامی که چنگیزخان رهبری ارتش های بزرگ تر و سازمان یافته تر را در برابر شهر هایی با دیوار های محافظ سنگی بلند بر عهده گرفت، تغییر کرد. مغول ها از چینی ها آلات و ادوات مکانیکی محاصره ی شهری، مانند برج های متحرک و منجنیق هایی برای پرتاب گلوله های سنگی و گلوله های آتشین به داخل شهر ها، خریدند یا به زور به دست آوردند. آنان برای پرتاب توب ها آهنی بر سر برج و بارو ها از قلعه کوب های برنزی استفاده می کردند که نخستین بار چینی ها آن را ابدا کردند. افراد گروه فنی که وظیفه خنثی کردن دفاع دشمن را بر عهده داشتند، تونل هایی حفر می کردند تا در زیر دیوار های شهر مواد انفجاری کار بگذارند.

همه ی مردان مغول از وقتی می توانستند کمان و شمشیر در دست بگیرند و بجنگند، عضو ارتش به شمار می رفتند؛ مگر آنکه حرفه ی آن ها برای مردم ضروری تر بود (مثل پزشکی) و از کودکی، همگی آن ها بیشتر وقت خود را با اسب سر می کردند. اگر چه مغول ها مهارت هایی در استفاده از آلات مکانیکی جنگ و گلوله اندازی به دست آوردند، همچنان سپاهی سواره، بدون پیاده نظام باقی ماندند. آنان می توانستند روز ها و شب ها پشت سر هم بر پشت اسب به سر ببرند، بخورند، شکار کنند و از همه مهم تر بجنگند. چنان که در اثری از دوره ای ایشان آمده است: (آنان جفت شده و با اسبانشان سواری می کنند؛ اسبانی که اندام چندان بزرگی ندارند؛ اما بی نهایت قوی اند و با علوفه ی کمی سر می کنند. آنان... بی وقفه و شجاعانه با نیزه، گرز، تبر و شمشیر می جنگند. اما آنان به ویژه با کمان هایشان، تیراندازی قابل و جنگاورانی حیله گر بشمار می آیند. برای اینکه پشت به دشمن نگریزیند، پشت های خود را با لیاس جگ نمی پوشانند تا زمانی که پرچم فرمانده عقب نکشد میدان جنگ را هرگز رها نمی کنند. اگر شکست بخورند، تقاضای ترحم ندارند و چون پیروز شوند، عطوفتی نشان نمی دهند. اساس استراتژی جنگی جنگیز خان، توان حرکت های برق آسا در فواصل دور دست بود. مردان او می توانستند روزی 80 تا 100 مایل سواری کنند و چون مغول ها پیاده نظام نداشتند، واحد هایشان می توانستند بسیار سریع تر از ارتش های معمولی حرکت و دشمن را قافل گیر کنند. سربازان مغول برای این گونه راه پیمایی ها، اسب های اضافه همراه می برند که آن ها را قادر می ساخت مرکبشان را عوض کنند و به حیوانات به طور مرتب استراحت دهند. یا اگر اسبی در میدان جنگ کشته شد، آن را جای گزین کنند.

تا زمان چنگیز خان، مغول ها 9 خط نوشتن داشتند و 9 قانون مکتوب. آنان طبق آداب ، سنت ها و تابو هایی که نسل به نسل به آن ها می رسید، زندگی می کردند. یک از این سنت ها، ازدواج درون طایفه ای را ممنوع می کرد. دیگری مربوط می شد به آداب قربانی کردن حیوانات که همیشه بیرون خانه انجام می شد. پاشیدن خون در داخل خانه، از سوی مغولان که خانه های خود را محافظی در برابر نیرو های بیعت و هر گونه شر می دانستند،نوعی تابو به شمار می رفت. در استپ های مغولستان نه دادگاهی بود و نه قاضی و نه زندانی. وقتی جرمی نظیر قتل، آدم ربایی و دزدی انجام می گرفت قربانیان شخصا یا خانواده ی آنان باید خود به دنبال اجرای عدالت بر می خواستند. انتقام کشیدن از ستمی که رفته بود، موضوعی بود که باید به طور خصوصی فیصله می یافت. کسانی که دشمن داشتند باید خودشان شخصا با او مقابله می کردند و این سنتی بود که چنگیز از آن پیروی می کرد. در اوایل قدرت یافتن او، یک شمن پر نفوذ به نام تب تنگری برای اینکه نفوذ بیشتری کسب کند، کوشید میان خان و برادرش نفاق افکند. چنگیز موضوع را فهمید و تب تنگری را به خیمه ی خود دعوت کرد. در آنجا تموجه برادر جوان تر از چنگیز با اشاره ی چنگیزخان تموجه و جند تن از همراهانش شمن را بیرون کلبه بر زمین زدند و کمرش را شکستند سپس او را در همان حالت فلج شده رها کردند تا از گرسنگی و تشنگی تلف شود.

در دورانی که چنگیزخان عنوان فرمانروای جهان را به دست آورد، مجموعه ای از قوانین، فرمان ها و دستور کار ها وضع کرد که به یاسای بزرگ مشهور شد. یاسا در زبان مغولی به معنای قاعده، فرمان و حکم است. یاسا شامل دستورات خان است و همچنین، راز های مملکتی که فقط خود خان و مشاوران نزدیک و اعضای خانواده اش باید بدانند. به طورسنتی،یاسا برطومار هایی به خط اویغوری نوشته شده بود و در محل امنی در قصر خان از آن محافظت می شد. نسخه اصلی یاسا هم سرانجام ناپدید شد. هر چند که بعضی از مورخان در وجود نسخه ی مکتوب اصلی شک کردند.تنها نسخه های رونویس شده ی این قوانین به وسیله ی مورخان ایرانی، چینی و اروپایی باقی مانده است.

این قوانین شامل همه ی قبایل مغول می شد. در این قوانین طرز حکومت هر منطقه، وظایف حکمرانان و دیوانیان، مجازات جرم ها و حتی چگونگی اداره ی خانواده ها هم پیش بینی شده بود. احکام فردی که بلیک خوانده می شد بر پایه ی داوری ها و احکام عام و رسمی و به وسیله ی خود چنگیز خان تعیین می شدند. در یاسا برای طیف وسیعی از جرم ها مجازات مرگ معین شده بود که انعکاسی از خشونت و خواستگاه آن بود. جزای دروغ گفتن و به دروغ تهمت زدن مرگ بود و همچنین مجازات دزدی و شکستن تابو، چه در خانه و یا حتی برای رها شدن از یک وضعیت اضطراری مرگ بود. مجازات تجاوز به عنف زنان هم قبیله مرگ بود اما هین عمل با بیگانگان نا دیده گرفته می شد برای فرار از این مجازات در میان مردان مغول رایج بود که دست به مبارزه بزنند و شوهران را پیش از آنکه همسرانشان را به چنگ آورند، بکشند. مجازات دزدی معمولا مرگ بود اما مجازات دزدی است این بود که از دزد خواسته می شد اسب دزدی را با 9 اسب دیگر بازگرداند اگر دزد این تعداد اسب نداشت، باید فرزندان خود را تسلیم می کرد و اگر فرزند نداشت باید به قتل می رسید. اگر کسی مال دزدی می یافت، باید به جست و جوی صاحبش بر می خواست و عین مال را تحویل می داد. اگر یابنده در این کار موفق نمی شد، خودش دزد تلقی می شد و محکوم به اعدام می شد. دزدی آدم، رودن همسران و فرزندان از دیرباز به طور گسترده دامنگیر اجتماع مغول ها بود. این وضع دشمنی های بسیار خونینی برانگیخت و همچنین تعلق بچه به پدر حقیقی و مسائل مربوط به وراثت آن ها به صورت یک سرچشمه ی همیشگی تنش و جنگ در آمده بود. برای مقابله با این مشکل، چنگیز خان مقرر کرد که همه ی بچه ها، (خواه از همسر اول یا همسران بعدی) از دارایی ارث ببرند.

چنگیزخان به مغول های پراکنده دو عنصر مهم و ضروری معرفی کرد؛ یکی نظم و انظباط و دیگری حس شدید وفاداری نسبت به همرزمان. پیش از چنگیزخان برای مغول ها که مهارت خود را در سواری و جنگاوری در جست و جوی همیشگی برای زمین های هموار و مراتع خوب ضد یکدیگر بکار می بردند، زمان صلح همواره دردسرساز بود. در ارتش چنگیز، سربازان مغول قسم می خوردند که بخواطر یکدیگر بجنگند و اگر لازم شد جان خود را هم بدهند، در همه ی حال بیدار و مراقب باشند و در خواب، خوراک و اسلحه با همدیگر شریک باشند. شمار سربازان مغول در زمان چنگیزخان به 100 تا 200 هزار نفر می رسید. این نیرو به واحد های 10 هزار نفری به نام تومان، واحد های 1000 نفری به نام مینگان، واحد های 100 نفری به نام یاگون و واحد های 10 نفری به نام آربان تقسیم می شد. اعضای آربان ها همیشه با هم زندگی می کردند، با هم سواری می کردند و با هم می جنگیدند. آنان را قسم داده بودند که به هر قیمت از یکدیگر دفاع کنند و با افتخار بمیرند. به طور سنتی، مسن ترین مرد گروه به ریاست دسته می رسید اما اعضای دسته اگر می خواستند، می توانستند دیگری را به جای او انتخاب کنند. فرماندهان یا گون ها نیز انتخابی بودند اما فرماندگان مینگان و تومان ها را چنگیز خان، با توجه به توانایی و وفاداریشان، منصوب می کرد. چنگیزخان همچنین یک نیروی کشیک پر قدرت ترتیب داد. کشیک واحد ویژه ای متشکل از 10 هزار مرد بود که عهده دار امنیت جنگیزخان بودند. کشیک به واحد های نگهبان روز(تورقات) ، نگهبان شب(کبتوت) و نیزه داران (کرچی) تقسیم می شد که هر واحد شامل 1000 نفر بود.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت   توسط احسان آخرت دوست  |